گلوبال ریسرچ: آمریکا در حال انجام تدارکات پنهانی علیه روسیه است

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از  گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ، به نظر می‌رسد آمریکا به طور پنهانی تدارکات جنگ علیه روسیه را آغاز کرده است. در حالی که توجه جهان به سوریه است، آمریکا به طور چشمگیری نیرو‌های خود را در اروپا افزایش داده و به نظر می‌رسد اینبار صحبت بر سر انجام یک مانور نظامی است.

گویی این مانور، نوعی آماده سازی جدی برای حمله به مکانی دیگر است. این در حالی است که آمریکایی‌ها در حال آماده شدن برای حضور در نشست مشترک با روس‌ها هستند و به نظر می‌رسد این آمادگی نظامی آن هم در آستانه دیدار روسای جمهور آمریکا و روسیه کمی عجیب باشد!

قرار است در چارچوب آمادگی نظامی آمریکا، اسکادران چهارم هوایی ارتش آمریکا به همراه گردان چهارم زمینی به اروپا گسیل شوند. این نیرو‌ها در مانور نظامی آتلانتیک در آلمان و در نزدیکی مرز روسیه با لهستان، مجارستان، رومانی و کشور‌های حوزه بالتیک شرکت خواهند کرد.

نباید از تحول دیجیتال غافل شویم/استخدام برای جوان امروز سم است

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از خبرنگار مهر، محمدجواد آذری جهرمی عصر پنجشنبه در جشن بزرگ جوان و در جمع جوانان اردبیل فضای مجازی، سرگرمی، خبر و… را جزو مهم اما کوچکی از دنیای دیجیتال دانست و افزود: در حال حاضر از بخش بزرگ تحول دیجیتال غافل هستیم.

وی با بیان اینکه امروزه منابع عمومی اقتصادی دنیا نظیر نفت، گاز و طلا اشباع شده است، ادامه داد: در این شرایط فناوری می تواند راهگشا باشد چراکه ارزش افزوده بالایی در بحث اقتصادی دنیا دارد.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه در کشور بحران آب داریم و در بحث مدیریت مصرف آب هم با مشکل مواجه هستیم، متذکر شد: در این شرایط تنها می توان با ورود فناوری جلوی بحران آب را گرفت.

وی یادآور شد: چنانچه با اجرای دو طرح فناوری در بخش کشاورزی استان‌های اردبیل و قزوین توانستیم ۵۰ درصد استفاده از منابع آبی و بیش از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان مصرف سموم را در اردبیل کاهش دهیم.

آذری جهرمی آینده کشور را در توجه و توسعه طرح های فناوری دانست و بیان داشت: اردبیل اولین استان و منطقه پایلوت کشور در اجرای طرح فناوری بخش کشاورزی بود و طرح بزرگی را توانستیم اجرا کنیم که دستاورد های بسیار خوبی داشت.

وی در بحث اقتصادی و مدیریتی نیز با تاکید بر اینکه امروزه هشت مورد از شرکت های برتر دنیا در حوزه فناوری فعالیت می کند، ادامه داد: جالب اینکه مدیران همین شرکت ها از جوانان خلاق بوده و کمتر از ۴۰ سال سن دارند.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بااشار به اینکه توسعه فناوری بستگی به ذهن خلاق جوانان دارد، اضافه کرد: حل مشکلات و توسعه پایدار با حرف و برنامه و طرح صرف ایجاد نمی شود، بلکه در عمل درست می شود.

وی ادامه داد: جوانگرایی امروز شعار نیست بلکه واقعیت است و اقتضای مدیریت اقتصادی به ریسک پذیری و تصمیم جوانان بستگی دارد.

آذری جهرمی با بیان اینکه در اقتصاد دنیا، استخدام برای جوان امروز سم عنوان می شود، عنوان کرد: جوانان باید مطالبه کنند، اشکال بزرگ ما عدم مطالبه کافی است، البته باید توجه کرد که مطالبه بدون مطالعه کافی نیز سواستفاده را از سوی یرخی در پی دارد.

نمایندگان اردبیل خواستار رفع مشکلات ارتباطاتی استان شدند

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از ایرنا، میر حمایت میرزاده نماینده مردم گرمی مغان در مجلس روز پنجشنبه در این نشست گفت: مشکل رومینگ، مناطق مرزی استان را بشدت آزار می دهد و هزینه آن برای مرزنشینان سرسام آور است.
وی افزود: اینترنت در مناطق مرزی استان بویژه شهرستان گرمی پوشش مناسبی نداشته و تلفن همراه نیز در آنتن دهی و اینترنت دراین مناطق مشکل دارد.
ولی ملکی نماینده مشگین شهر هم در این جلسه گفت: اینترنت در روستا های این شهرستان دچار مشکل بوده و برای بهره مندی مردم از پوشش تلفن همراه در جاده ها نیاز به 20 دکل مخابراتی می باشد.
وی اضافه کرد:30 روستای مشگین شهر در اینترنت پرسرعت و 15 روستا نیز در زمینه تلفن ثابت مشکل دارند.
رضا کریمی نماینده مردم اردبیل، نمین ، سرعین و نیر هم در این جلسه گفت: الکترونیکی کردن شهر اردبیل از 2سال پیش در جلسات متعدد مطرح شده و ضروری است پیگیری جدی در این زمینه صورت گیرد.
اوافزود: بسیاری از روستاها در آنتن دهی تلفن همراه مشکل داشته و نیاز است آنتن های مستقل در روستا ها و مناطق صعب العبور نصب شود.
برقراری پوشش نسل های سوم ‌و جهارم اینترنت در شهر های تازه تاسیس ثمرین و اردیموسی شهرستان اردبیل و رفع دیگر مشکلات ارتباطی روستاهای استان نیز مورد تاکید
محمد فیضی، بشیر خالقی و شکور پور حسین نمایندگان اردبیل ، خلخال و پارس آباد در مجلس قرار گرفت.
در این نشست وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بر رفع مشکلات ارتباطی استان تاکید کرد.
آذری جهرمی برای یک سفر یک روزه پنجشنبه وارد اردبیل شد.
6016/7110

چرا رهبری به آینده کشور امیدوارند؟

هفته‎نامه خط حزب‌الله نشریه اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حفظ و نشر آثار آیت‎الله خامنه‌ای، در واکنش به تلاش‌ برخی جریان‌ها برای القای انسداد در امور کشور، نگاه رهبرمعظم انقلاب را به افق روشن کشور تشریح کرد.
به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از روز نو :  در گزارش این نشریه با عنوان «دشمن عقب‎نشینی خواهد کرد، اگر…» آمده است: در روزگاری که برخی افراد یا جریان‌های سیاسی، با اهداف خاص، درصدد القای بن‌بست و انسداد در امور کشور هستند، رهبر انقلاب با دمیدن “روح امید” در جامعه، صراحتا اعلام می‌کنند: «هرچه می‌گذرد، اعتقاد بنده بیشتر می‌شود به اینکه ان‌شاءالله فردای این کشور از امروز این کشور بمراتب بهتر خواهد بود و انقلاب پیشتر خواهد رفت… البتّه مشکلات داریم… لکن به ‌نظر ما همه‌ی اینها قابل حل و قابل رفع است… مشکل لاینحلّی ما در کشور نداریم.» بخشی از این امید به آینده، به ظرفیت‌ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل موجود در جامعه بازمی‌گردد که رهبر انقلاب در بیانات اول فروردین خود به آنها اشاره کردند. بخشی دیگر نیز برخاسته از مبانی محکم اسلامی و توجه به «سنت‌های الهی» مبنی بر امداد دائمی خداوند به «جبهه‌ی حق» است. 
پیش‌بینی رهبر انقلاب برای آینده مردم ایران چیست؟ 
امید و نگاه بنده نسبت به آینده‌ی این کشور خیلی روشن است. بنده می‌دانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملّت را به متعالی‌ترین درجات برساند و بدانید که ان‌شاءالله ملّت ایران به برکت اسلام، به برکت نظام اسلامی، بدون تردید به عالی‌ترین درجاتِ یک ملّت در حدّواندازه‌ ملّت ایران خواهد رسید.(۱۳۹۶/۱۰/۱۹)

زمزمه برجام‌های «2» و «3» این‌بار از امریکا و اروپا/ حرف زدن هم خستگی دارد؟!

سرویس سیاست مشرق – روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:‌

************

البته‌که باید مشکی پوشید!

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
 روز سه‌شنبه در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی یکی از نمایندگان علیه تذکر پلیس به زنی که کشف حجاب کرده بود سخن گفته و اظهار داشت : «مگر غیر از این است که قرآن، کرامت انسانی را مهم‌تر از حرمت کعبه قرار ‌داده است، به بهانه حجاب و نهی از منکر ترویج منکر می‌شود و حرمت انسان زیر سؤال می‌رود»! ایشان در ادامه می‌گوید: «حضرت علی(ع) در خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه می‌فرمایند شنیده‌ام که دشمنان از پای یک دختر یهودی خلخالی کنده‌اند، اگر مرد مسلمانی به‌خاطر آن از غصه دق کند، رواست. از برخورد مامور ناجا با فردی مسلمان اگر نگوییم دق کنیم که بمیریم، ولی باید حداقل مشکی بپوشیم»!

اظهارات این نماینده مجلس یادآور داستان شخصی است که می‌گفت، ایهاالناس! آیا می‌دانید که بالای مناره مصر، امامزاده یعقوب را شغال دریده است؟! به او گفتند؛ آقای محترم! اولا؛ امامزاده نبود، پیغمبرزاده بود، ثانیا؛ یعقوب نبود و حضرت یوسف(ع) بود، ثالثا؛ بالای مناره نبود و در بیابان بود، رابعا؛ مصر نبود و کنعان بود، خامسا؛ شغال نبود و گرگ بود، سادسا؛ این داستان از اساس دروغ بود، چون حضرت یوسف علیه‌السلام را گرگ ندریده بود بلکه برادرانش او را درون چاه ‌انداخته بودند.

آقای پارسایی نماینده شیراز می‌گوید مگر غیر از این است که قرآن کرامت انسانی را مهم‌تر از حرمت کعبه قرار ‌داده است! که باید به ایشان تذکر داد، اولا؛ در قرآن کریم چنین کلامی نیست بلکه این نکته که مفهوم اخلاقی برجسته و انسان‌سازی نیز دارد، در احادیث آمده است، ثانیا؛ از کی تا به حال کشف حجاب از سیاهه گناهان خارج شده و به فهرست کرامت‌های انسانی اضافه شده است؟! ثالثا؛ مگر کشف حجاب، جرم و گناه و منکر نیست که تذکر درباره آن را نهی از منکر نمی‌دانید؟! رابعا؛ وقتی جنابعالی در بیان صورت‌مسئله به کشف حجاب آن زن و فحاشی او به مامور وظیفه‌شناس نیروی انتظامی ‌اشاره نمی‌کنید، معلوم می‌شود که به زشتی و پلشتی این اقدام اذعان دارید. بنابراین سؤال این است که اگر این حرکت را جرم وگناه می‌دانید چه داعیه‌ای برای دفاع از آن دارید؟! و اگر این حرکت را جرم و گناه نمی‌دانید، چرا از طرح آن در بیان صورت‌مسئله طفره می‌روید؟! مگر ممکن است یک مسلمان نداند که کشف حجاب گناه بزرگی است؟ و یا یک ایرانی- آنهم در جایگاه نماینده مجلس که خانه قانون است- نداند کشف حجاب یک اقدام مجرمانه است و فحاشی به پلیس در حال انجام وظیفه قانونی خود نیز جرم دیگری است؟!

این آقای نماینده در بخش دیگری از نطق خود به ماجرای ربودن خلخال از پای یک دختر یهودی در جریان حمله دشمنان و تاثر شدید حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از این رخداد ‌اشاره کرده و می‌گوید که حضرت فرموده‌اند: «اگر مرد مسلمانی از این غصه دق کند رواست» که البته سخن شایسته‌ای است ولی نتیجه می‌گیرند که «از برخورد مامور ناجا با فردی مسلمان اگر نگوییم دق کنیم که بمیریم، ولی باید حداقل مشکی بپوشیم»! که باید گفت آقای نماینده محترم! مراجعه به تاریخ اگر برای شبیه‌یابی باشد، اقدامی شایسته و درس‌آموز است ولی چنانچه با هدف «شبیه‌سازی» صورت بگیرد، فریبکاری و جرمی بزرگ است و شما متاسفانه روش و روال دوم را پیموده‌اید!

 در ماجرای مورد ‌اشاره جنابعالی، آن دختر یهودی مظلوم بوده و مورد ستم دشمنان قرار گرفته بود و امیرمؤمنان علیه‌السلام کسانی را ملامت می‌فرمایند که از کنار این ستم، بی‌دغدغه عبور می‌کنند. ولی زنی که با تذکر پلیس روبه‌رو شده است، با کشف حجاب خویش مرتکب گناه فاحش و اقدامی مجرمانه شده است و در مقابل تذکر پلیس وظیفه‌شناس نیز زبان به فحاشی گشوده است. خب، حالا بفرمایید کجای این ماجرا با ماجرای ربودن خلخال از پای آن دختر مظلوم یهودی انطباق دارد که جنابعالی ادعا کرده‌اید: «اگر نگوییم دق کنیم که بمیریم، ولی حداقل باید مشکی بپوشیم»؟!

البته که باید مشکی پوشید اما، نه جنابعالی و برخی دیگر از همفکرانتان! بلکه ملت مسلمان ایران باید در عزای ستمی که امثال شما با نادیده گرفتن احکام قطعی اسلام و نص صریح قوانین کشور مرتکب می‌شوید، مشکی بپوشند!
آقای پارسایی در پایان نطق خود می‌گوید: «تذکر من بر این است که با مامور خاطی برخورد صورت بگیرد»! که ابتدا باید دید چه کسی و کدام سوی این ماجرا خطاکار است؟

 مامور پلیس به وظیفه قانونی خود عمل کرده و در مقابل گناه بزرگ و مجرمانه کشف حجاب ایستاده است. ولی برخی از نمایندگان که به این پلیس وظیفه‌شناس اعتراض می‌کنند، رسما سوگند یاد کرده‌اند که حافظ احکام اسلام و قوانین نظام باشند. متن سوگند آنان که در اصل ۶۷ قانون اساسی آمده است، چنین است؛

«من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم».
بدیهی است که نمایندگان معترض در پی آن نیستند و نمی‌توانند کشف حجاب و فحاشی به پلیس در حال انجام وظیفه را جرم ندانند. بنابراین فقط دو حالت قابل تصور است، اول آنکه خدای نخواسته سوگند دروغ خورده‌اند! و دوم اینکه به سوگند خود وفادار نبوده‌اند! و در هر دو حالت وظیفه رسمی نمایندگی خود را زیر پا گذاشته‌اند و مستوجب مجازات هستند! و از سوی دیگر آن پلیس وظیفه‌شناس باید مورد تقدیر و تشویق قرار بگیرد، و این تقدیر، الزاما بایستی آشکارا و در میدان دید ملت باشد. کما اینکه توبیخ نمایندگان متخلف نیز نباید پنهانی صورت بپذیرد.

و بالاخره، ایستادگی فرمانده محترم نیروی انتظامی در برابر هیاهوی غوغاسالاران و تاکید ایشان بر حمایت قاطع از پلیس وظیفه‌شناس این نیرو در خور تقدیر است و از فرزند انقلاب جز این انتظار نمی‌رفت و نمی‌رود.

بانک ها از تغییر چهره تا تحول رویکرد

مهدی حسن زاده در خراسان نوشت:

 روز سه شنبه مجلس میزبان وزیر اقتصاد، قائم مقام بانک مرکزی و برخی مسئولان دیگر بود تا روند واگذاری اموال مازاد بانک ها را بررسی کند. براساس قانون رفع موانع تولید، بانک ها ملزم به واگذاری اموال مازاد خود بوده اند، اما روند واگذاری ها چندان چشمگیر نبوده است و بخش اعظم اموال مازاد بانک ها همچنان در دست بانک ها باقی مانده است. البته همزمان بانک مرکزی نیز گزارشی منتشر کرد که نشان می دهد، تعداد شعب بانک ها در اسفند سال گذشته به نسبت آذر، 0.3 درصد، معادل 52 شعبه کاهش یافته است. براساس آمار بانک مرکزی، در اسفند سال گذشته، 20 هزار و 723 شعبه بانک در سراسر کشور دایر است. اگر جمعیت حدود 80 میلیونی کشور را به این تعداد شعب تقسیم کنیم، می بینیم که به ازای هر 3860 نفر، یک شعبه بانک وجود دارد. البته اگر این آمار را با آمار انتهای سال 95، مقایسه کنیم، می بینیم که تعداد شعب بانک ها حدود 2500 شعبه کمتر شده است. با این حال نگاهی به وضعیت نظام بانکی و تحولات سریع درباره توسعه شبکه های الکترونیکی نظام بانکی و تحولات پیش رو از جمله پرداخت های اینترنتی و غیرحضوری نشان می دهد که نظام بانکی دستخوش تحولاتی سریع است که از این منظر باید درباره نحوه فعالیت نظام بانکی تجدیدنظر جدی داشت.

طی سال های اخیر با توسعه سریع زیرساخت های اینترنتی کشور و امکان دسترسی هر چه بیشتر و سریع تر کاربران به خدمات غیرحضوری بانکی که ابتدا خود را در قالب مراجعه به خودپردازها و سپس خدمات اینترنتی بانک ها نشان داد، حجم قابل توجهی از ترافیک شعب بانکی کم شده است. پیش بینی می شود با توسعه «فین تک» ها (استارت آپ هایی که خدمات پرداخت را با سرعت و سهولت هر چه بیشتر انجام می دهند)، نیاز به مراجعه به شعب بانکی همچنان روند نزولی پیدا کند. در چنین شرایطی بانک ها نیازمند تغییر در رویکرد پیشین هستند. پیش از این بانک ها در رقابت بین خود با اتکا به خرید املاک، توسعه شعب و استقرار دفاتر مرکزی در برج ها و آسمان خراش ها، سعی می کردند ضمن حفظ سرمایه خود در قالب زمین و ساختمان که رشد قیمتی به مراتب بیش از تورم داشته اند، به نوعی شوکت و عظمت خود را به رقبا نشان دهد. در حقیقت شعب مجلل و متعدد بانک ها نمادی از بزرگی و عظمت این بانک ها بود که آن ها را نسبت به رقبا متمایز نشان می داد. با این حال این رویکرد از دو جهت طی سال های اخیر با چالش مواجه بوده است.

چالش نخست، ورود رقبایی تحت عنوان موسسات مالی و تعاونی های اعتبار بود که با سود سپرده بالاتر، بخشی از مشتریان نظام بانکی را به سوی خود کشیدند. البته این چالش با حذف تدریجی این موسسات همراه بود ولی اثر خود را در قالب افزایش نرخ سود سپرده ها و فشار سنگین به بانک ها نشان داد، به گونه ای که بانک ها با انباشت دارایی های موهوم و شناسایی سود از معوقات بانکی گاهی غیرقابل وصول، سعی کردند خود را سودده نشان دهند، اما فشار بانک مرکزی، منجر به شفاف سازی نسبی سوددهی بانک ها و تبدیل این سودهای واهی به زیان های واقعی شد. از سوی دیگر به نظر می رسد تلاش بانک مرکزی برای تعریف بانک استاندارد و رتبه بندی بانک ها (که البته هنوز به صورت علنی اعلام نشده است)، منجر به این شود که بانک ها، موفقیت خود را نه در ساختمان ها و شعب مجلل و متعدد که در ترازنامه و صورت های مالی قابل اتکا بیابند.

چالش دوم، به همان موضوعی بر می گردد که در ابتدای یادداشت اشاره شد. توسعه فضای مجازی، اهمیت حضور فیزیکی و نقل و انتقال کاغذی پول را به حداقل رسانده است  و آن را در آینده کمتر هم می کند. در این میان، البته بانک ها خود پرچمدار توسعه نظام های نوین پرداخت شده اند و بیشتر شرکت های واسطه ای که خدمات بانکی غیرحضوری و انتقال پول در فضای مجازی را انجام می دهند، زیرمجموعه خود بانک ها هستند، با این حال آن چه که باید با سرعت بیشتری اتفاق می افتاد و همچنان باید اتفاق بیفتد، این است که نظام بانکی دارایی اصلی خود را نه در ساختمان ها و املاک، بلکه در دانشی که به تسهیل نقل و انتقال پول منجر می شود، بیابد. هم اکنون علاوه بر شرکت های زیرمجموعه بانک ها، بسیاری از استارت آپ ها به سرعت در حال ورود به این عرصه هستند. آن چه که آینده نظام بانکی را رقم می زند، دیگر نه ساختمان ها و املاک، بلکه دانشی است که خدمات غیرحضوری یک بانک را نسبت به رقبا، سریع تر، ایمن تر و ارزان تر می سازد. در این میان، نظام بانکی برای این که وزن ارزش دانش فنی را به نسبت املاک در ترازنامه خود ارتقا دهد، نیازمند اقدامات بیشتری است.

در هر صورت به نظر می رسد با وجود این که تحرک نسبی در شبکه بانکی برای کاهش تعداد شعب و واگذاری اموال مازاد صورت گرفته است، اما ضروری است تا نظام بانکی به این درک عمیق برسد که ارزش امروز بانک به عنوان واسطه وجوه صرفا نه در املاک و شعب، بلکه در خدمات متنوعی است که در بستر اینترنت به مشتریان ارائه می دهد. ارائه این خدمات به سرعت با تنوع عرضه کنندگان مواجه شده است و بانک ها با رقبای جوان و استارت آپ ها و فین تک هایی مواجه اند که متکی به دانش فنی هستند. در این میان بانک ها نیز ناگزیر از این هستند که هرچه بیشتر و سریع تر وزنه دانش و کیفیت خدمات را به نسبت زرق و برق شعب متعدد و ساختمان های مجلل ارتقا دهند.

حرف زدن هم خستگی دارد؟!

محمود صدری در وطن امروز نوشت:

یادم می‌آید همین چند وقت پیش فردی که زمانی همکار «حسن روحانی» در ابداع کلیدواژه «کلید» به شمار می‌رفت، گفته بود حسن روحانی در مقام مقایسه، از دیگر همتایان خود سخنورتر است! در این واقعیت البته من هم شکی ندارم! مساله اما این است که اولاً مسائل اساسی کشور با سخنوری حل نمی‌شود و ثانیاً زیاد سخن گفتن، همیشه کار دست آدم می‌دهد! مثلاً مردم می‌پرسند: چرا آدمی که همین چند سال پیش گفته: «مگر اقتصاد دستوری هم در دنیای امروز معنا و مفهومی دارد؟ و مگر می‌توان در یک برنامه تلویزیونی گفت نرخ دلار باید به 700 تومان تقلیل پیدا کند؟»، حالا چنین چکشی در پی مدیریت بازار ارز است؟ مگر سابق بر این، مشکل آشفتگی بازار ارز از نگاه فرد موردنظر، «خودشیفتگی‌ها، بی‌ثباتی‌ها، عدم مشورت و عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور» نبود؟! الان «اقتصاد دستوری»، همان ابزار علمی است یعنی؟ یا چی؟! یا اینکه آدمی که می‌گفت «مملکت نوکر نمی‌خواهد؛ مدیر می‌خواهد!» چه شده است که بعد از چند سال می‌گوید اتفاقا مملکت نوکر می‌خواهد و چیزی بالاتر از نوکری نیست؟!

اگر غلط نکنم، چند ماه پس از اجرایی شدن برجام بود که دیگر رئیس‌جمهور واژه «کلید» را تکرار نکرد! روحانی حتی در مناظرات اخیر ریاست‌جمهوری هم وقتی مشغول لوله کردن سیلوهای موشکی و 40 سال تاریخ نظام بود، باز هم از «کلید» معروفش در سال 92 یک کلمه هم نگفت! جالب اینکه در آن مناظرات هیچکدام از رقبای جناب روحانی هم از او در این زمینه سوال نکردند! بعدتر گلواژه‌هایی چون آفتاب تابان برجام، ابر شتابان برجام، گشایش‌های روزانه برجام و … نیز مثل اینکه تاریخ مصرف‌شان از نظر روحانی تمام شده باشد، یکی‌یکی به خاطره‌ها پیوستند. کم‌کم حتی از اصل مذاکره با کدخدا هم با عنوان دیوانگی یاد شد، شانس فقط یار بود که در آن مقطع، جناب‌شان دوباره سراغ تفسیر دروس کربلا و عاشورا نرفتند! 

کنار هم قرار دادن این واقعیات به ما می‌گوید باید هنر جابه‌جایی کلمات و تغییر زمین بازی را هم به جمع مهارت‌های سخنوری حسن روحانی افزود. متاسفانه اما باید بگویم این فن شریف هم، در حل مسائل کشور کاربردی ندارد! بر این اساس ظاهراً باید فکر دیگری برای رتق و فتق امور کرد؛ باطناً اما اینگونه نیست! چرا که دولت و شخص رئیس‌جمهور ابداً چنین دیدگاهی نداشته و ندارند. حسن روحانی اتفاقاً از ابتدای سال 92 معتقد بوده است یگانه راه‌حل مسائل کشور همین حرف زدن است، آن هم نه با کسانی که هر فحش و فضیحتی می‌توان به آنها نسبت داد و اساساً شناسنامه ندارند(!) بلکه با بزرگانی که «کلید» دنیا دست‌شان است و «کدخدا» بوده، هستند و خواهند بود! روحانی آن روزها می‌گفت: «بنده معتقدم مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست، چرا که اروپایی‌ها به دنبال آقا اجازه از آمریکا هستند. آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند با کدخدا بستن راحت‌تر است».  

حالا اما همو نظر دیگری دارد و معتقد به منزوی کردن «کدخدا» است! و حتی معتقد است «آقااجازه‌ها» باید به کدخدا فشار بیاورند و صدالبته با ثبت چرخشی تاریخی در روابط بین‌الملل، در تیم ما نام‌نویسی کرده، روبه‌روی کدخدا صف‌آرایی هم بکنند!

خب! البته ما شاید چشم‌مان کور است یا به قول رئیس‌جمهور عینک نزده‌ایم تا گشایش‌های روزانه برجام را ببینیم! شاید هم بس حسودی‌مان می‌شود، اینقدر «حرف»‌های دولت را تخریب می‌کنیم. ‌الله اعلم! بدون عینک هم اما شاید بتوان برخی چیزهای کوچک را دید! مثلا اینکه 5 سال بعد حرف زدن دوستان، رکود همچنان بر گلوی اقتصاد چنگ انداخته ولی ما از کشور دوست و برادر ترکیه، کود انسانی وارد می‌کنیم! نحوه کار کردن جناب رئیس‌جمهور اما شاید مهم‌ترین مساله‌ای باشد که می‌توان با چشمان غیرمسلح هم دید! وزیر محترم ارتباطات اخیراً در توضیح اشتباه آماری ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور گفته است: «فکر می‌کنم بیان 2 میلیون شغل یک اشتباه لفظی از آقای رئیس‌جمهور بود که با خستگی‌های ایشان همراه شده است».

چندی پیش «عبدالله ناصری» مشاور رئیس دولت اصلاحات در توضیح نحوه فعالیت روزانه روحانی و خستگی‌های او گفته بود: «روحانی در مقایسه با همه روسای‌جمهوری پیشین بعد از انقلاب، چه آنهایی که همانند بنی‌صدر عزل شدند و چه آنهایی که همانند رجایی شهید شدند و چه بقیه که بودند، وقت برای دولت نمی‌گذارد. می‌گویند او از ساعت 9:30 صبح تا 19 سر کار است! این را تردید ندارم و یکی از اعتراضات و انتقاداتی است که دوستان روحانی به او دارند. ناطق‌نوری در همین زمینه به روحانی اعتراض کرده و گفته: من که الان فقط یک حوزه علمیه در لواسان دارم، از ساعت 6:30 صبح آنجا حاضر می‌شوم و شما باید کمی زودتر بروید و به سخن وزرای‌تان گوش کنید!» ناصری در ادامه گفته بود: «رئیس‌جمهور حوزه‌های کلیدی کشور را شوخی گرفته است». خدا قوت آقای رئیس‌جمهور!

زمزمه برجام‌های «2» و «3» این‌بار از امریکا و اروپا

سید رحیم نعمتی در جوان نوشت:

شکی نیست که سفر امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به امریکا و مذاکرات او با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، پاسخی است به ضرب‌الاجل ترامپ در مورد برجام و قرار است آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، هم روز جمعه در همین خط به امریکا برود و ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا، همراه با این دو با ترامپ گفت‌وگوی تلفنی داشته‌اند و از قبل هم احتمال سفر پیش‌بینی نشده او به امریکا داده‌ می‌شد. ترامپ ماه ژانویه در حالی که برای سومین بار تعلیق تحریم‌ها را تمدید می‌کرد از متحدین اروپایی‌اش یا کنگره امریکا خواست چهار شرط او را در مورد برجام تأمین کنند و گرنه دیگر تعلیق تحریم‌های ایران را تمدید نخواهد کرد. این خط و نشان ترامپ به معنای قصد او برای خروج از برجام تعبیر شده که مهلت آن کمی بیش از دو هفته دیگر در روز ‌شنبه 12 می ‌به سر می‌آید و حالا این سه کشور اروپایی می‌خواهند در دقیقه 90 رأی او را به نحوی تغییر دهند که می‌تواند یک شکل از توافق داشته باشد.

این شکل از توافق را می‌توان در خلال سخنان ماکرون در کنفرانس مطبوعاتی مشترکش با ترامپ شنید که در جواب به حملات ترامپ به برجام با توصیفاتی نظیر«فاجعه»، «خوفناک‌» و «احمقانه» گفت: «باید ابتدا خود به توافق دست یابیم.»‌منظور ماکرون از این توافق رسیدن اروپا و امریکا به توافقی از امنیت در خاورمیانه در طرحی گسترده است تا اینکه برجام به عنوان بخشی از این طرح و بدون اینکه تغییری کند، محفوظ بماند و شروط اعلام شده از سوی ترامپ در این طرح به نحوی گنجانده شوند.

ماکرون به این ترتیب از ترامپ می‌خواهد در برجام بماند و اگر اعتقاد به اصلاح مواردی از آن را دارد، این کار را نه با خروج از برجام یا تغییر آن بلکه در قالب یک توافق کلی یا چند توافق خارج از برجام پیش ببرد. ماکرون با این کار می‌خواهد شکاف بین اروپا و امریکا را بر سر برجام ترمیم کند تا جبهه متحد شکلی از هر دو طرف در این زمینه شکل بگیرد و نمی‌توان گفت که قبل از سفر به امریکا طرح خود را با آلمان و بریتانیا در میان نگذاشته باشد و این احتمال هست که مرکل یا «می» ‌بر محور پیشنهادهای ماکرون با ترامپ وارد گفت‌وگو شوند. به نظر می‌رسد که ماکرون تا اینجای کار توانسته تا اندازه‌ای موفق باشد چنان که نشریه امریکایی نیویورکر از برخی سخنان ترامپ در آن کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ماکرون این نتیجه را گرفته که لحن او نسبت به قبل تغییر کرده و نشانه‌هایی از تغییر در تصمیمش برای خروج از برجام دیده می‌شود.

شکی نیست که اگر ماکرون به همراه مرکل و «می‌» بتوانند نظر ترامپ را تغییر بدهند تا او در 12 می ‌و برای چهارمین بار برجام را تأیید کند، این سه رو به ایران می‌کنند تا ایران را وارد دوری از مذاکرات کنند که مسیرش به توافقی جدید موازی با برجام می‌رسد. این به معنای شروع یک نزاع دیپلماتیک با ایران است چرا که قبل از شروع این دور از مذاکرات دو مسئله بی‌جواب می‌ماند و اروپایی‌ها باید قبل از هر چیز پاسخ این دو مسئله را بدهند. مسئله نخست در وادار کردن امریکا به انجام تعهداتش طبق برجام است که گویا اروپایی‌ها تاکنون سعی داشته‌اند به هر نحو که شده این مسئله را نادیده بگیرند.

باید گفت که امریکا چه در زمان باراک اوباما، رئیس‌جمهور قبلی امریکا، و چه در این یک سال و چند ماه از ریاست جمهوری ترامپ به هیچ وجه به تعهداتش عمل نکرده، چنان که در زمان اوباما، وزارتخانه خزانه‌داری امریکا اجازه معامله با دلار با ایران را به بانک‌ها نمی‌داد و همین نیز اصل معاملات مالی با ایران را از سوی بانک‌های اروپایی فلج کرده بود و در دوره ترامپ هم علاوه بر نقض برجام با افزایش تحریم‌ها، اصل معاملات با ایران مسدود شد تا برجام در عمل زمینگیر شود. مسئله دوم در فایده توافقی موازی با برجام است که اروپایی‌ها نمی‌توانند جوابی برای آن داشته باشند چرا که تجربه این دو سال از برجام نشان داده توافق با غربی‌ها فایده‌ای جز بدعهدی برای ایران نداشته و نمی‌توان نتیجه‌ای جز این برای توافق موازی با برجام در نظر گرفت. به بیان دیگر، ماکرون با طرح توافق موازی با برجام مصداق این مثل عمل می‌کند که می‌گوید: شترسواری دولا دولا نمی‌شود. او قبل از این شترسواری باید به ایران ثابت کند که چه خیری از برجام به دست آمده تا بتوان صداقتی در طرح معادل آن داشته باشد.

رمزگشایی از ادبیات برجامی روحانی

مرتضی صفاری نطنزی در ایران نوشت:
شاید به نظر برسد ادبیات دیروز رئیس جمهوری در حوزه دیپلماسی شباهت چندانی به ادبیات وی در زمان مذاکرات برجام، رسیدن به این توافق و نهایتاً ماه‌های اولیه پس از اجرای آن نداشته باشد. آقای روحانی در هفته‌ها و ماه‌های اخیر به شکل مشهودی تندتر از قبل سخن می‌گوید و کلامش بسیار بیش از قبل علیه طرف مقابل است. از جمله می‌توان به مجموعه سخنان ایشان در سفر اخیرشان به تبریز اشاره کرد که حتی ترامپ را با صفاتی چون کاسب، تاجر، ساختمان‌ساز و برج‌ساز یاد کرد. بسیاری از منتقدان داخلی آقای روحانی معتقدند که او و دولتش اکنون به نتایجی که آنها مدت‌هاست درباره «ذات» امریکا و غرب رسیده‌اند، رسیده و به همین دلیل هم در کنار ادامه اتخاذ این مواضع باید به اشتباه خود در گذشته اعتراف کند. در مقابل برخی از موافقان دولت نیز هستند که می‌گویند این لحن مقداری تند است و آقای روحانی باید برای دفاع از برجام قدری آن را تعدیل کند. این گروه بیشتر همان لحن و ادبیات دوره مذاکرات برجام را می‌پسندند.

به نظر می‌رسد واقعیت اما چیز دیگری است؛ لحن تهاجمی آقای روحانی و دیپلمات‌های دولت درست در امتداد و ادامه همان لحن آرام و مسالمت‌جوی دوران مذاکرات برجام است. دورانی بود که در سیاست خارجی خود و در تنظیم روابط با دیگر بازیگران مهم بین‌المللی برای کم کردن از هزینه‌های تقابل و همین طور احقاق حقوق خود در عرصه‌های اقتصادی از موضعی نرم‌تر با کشورهایی چون امریکا و قدرت‌های اروپایی گفت‌وگو و چانه‌زنی می‌کردیم. آن گفت‌وگوها، نتایج آن و در کل «نرمش» حاصل شرایطی بود که الان تغییر کرده است. در آن شرایط طرف مقابل و خصوصاً امریکا خود را مشتاق رسیدن به یک راه‌حل مشترک و البته وفادار به توافق‌ها و تعهدها نشان می‌داد. هر چند در داخل اعتماد چندانی به این وفاداری وجود نداشت اما جمهوری اسلامی ایران می‌بایست در آن مقطع تاریخی خود را عنصری طرفدار گفت‌وگو و صلح نشان دهد و این یکی از مهم‌ترین دلایلی بود که ما را علی رغم بسیاری از تردیدها پای میز مذاکره برد.

اکنون اما برجام در چه فضایی قرار دارد و دولت امریکا به همراه برخی متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود قصد دارد ما را به کدام سو ببرد؟ پاسخ این سؤال آنقدر روشن است که شاید نیاز به بازگویی مجدد آن نباشد. امریکا ضمن نقض برخی تعهدات خود و تلاش برای رسیدن کمترین سود ممکن از برجام به کشورمان، در تلاشی پیگیرانه برای بردن جمهوری اسلامی به کنج رینگ در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای است. حمله به برجام، متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم و دخالت در کشورهای دیگر و تلاش برای ایجاد یک ائتلاف جدید علیه کشورمان مهم‌ترین اضلاع سیاست خارجی دولت ترامپ در برابر ایران هستند. حال این سؤال پیش می‌آید که آیا در این شرایط باز هم نیازی به «نرمش» وجود دارد و آیا اساساً نرمش در چنین موقعیت پاسخگوی نیازهای ما هست یا خیر؟ به نظر پاسخ این سؤال یک «نه» قطعی و بدون تردید است.

نرمش سیاست خارجی ما در دوران مذاکرات یک تبصره مهم داشت که کمتر به چشم می‌آمد و آن اینکه این نرمش به معنای «چرخش» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیست. به عبارتی نشستن ما پای میز مذاکره هسته‌ای با غرب و امریکا به معنای تغییر سیاست‌های اصولی کشورمان نبود. درست از همین منظر است که دونالد ترامپ برجام را بی فایده می‌داند. چون او به وضوح معتقد است که باید توافقی با ایران امضا شود که سیاست‌های اصولی کشورمان را هدف بگیرد نه موضوعی محدودتر مانند هسته‌ای. اکنون با این موضع جدید وقت آن است که ایران پاسخ جدی به درخواست چرخش در سیاست خارجی خود بدهد و این همان کاری است که دولتمردان ما مشغول آن هستند. تأکید روحانی بر اینکه برجام نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد در همین چارچوب است. قاعدتاً شرایط فعلی هم مجال تسویه حساب های سیاسی نیست و می‌طلبد که همه در کنار دولت از مواضع اصولی نظام دفاع و حمایت کنیم.

استعمار به سبک «آی‌اس‌آی »

مسعود طائفی‌فیجانی در شرق نوشت:

سال‌هاست مقاله آی‌اس‌آی میزان و مبنای ارزیابی و اعتبارسنجی و ملاک هویت جامعه علمی کشور شده است؛ همه‌چیز از جذب و پذیرش گرفته تا تبدیل وضعیت استخدامی، ارتقا، گرنت و… بر اساس آن سنجیده می‌شود.

به‌تازگی استاد گلشنی، استاد برجسته فلسفه علم دانشگاه شریف و از استادان تراز اول کشور، در نقدی دردمندانه و ناصحانه عنوان کردند بیش از 400 جایزه معتبر علمی در دنیا وجود دارد که آی‌اس‌آی مبنای آن نیست. یا استادانی در استنفورد، برکلی و پرینستون هستند که معیار ورودشان آی‌اس‌آی نبوده است.

بر اساس آیین‌نامه ارتقای وزارت علوم، امتیاز اعطایی به هر طرح کلان ملی، x برابر یک مقاله آی‌اس‌آی است. کسانی که تجربه اجرای طرح‌ها و پروژه‌های کلان را دارند (به استثنای پروژه‌های فرمایشی با افتتاح‌های نمایشی و نتایج همایشی)، نیک آگاه‌اند اجرای آن چند سال زمان می‌برد و مجری با چه چالش‌ها و مسائل متنوع و بغرنجی روبه‌روست؛ از جذب و تأمین بودجه و مدیریت آن گرفته تا حفط منابع انسانی، تأمین ملزومات و مهم‌تر از همه تعریف و جذب طرح و متقاعدکردن کارفرمای سنتی، بی‌انگیزه و عافیت‌طلب برای اجرای یک پروژه علمی و پژوهشی و مهم‌تر از همه، حل یک مسأله اساسی و مبنایی کشور.

ارزش و بهای این همه گرفتاری و درگیری علمی، فنی و اجرائی، از منظر تصمیم‌گیران وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی، x برابر این است که در اتاقت بنشینی و به اتکای دانشجو یا کارشناس خود، مقاله بنویسی و راهکار علمی مرزدانشی بدهی برای غربی‌ها و شرقی‌های پیشرفته؛ غربی‌هایی که حرفه‌ای شده‌اند که با اندکی کار سیستماتیک، مدون و برنامه‌ریزی‌شده محصولش کنند و به خودمان بفروشند و اینجاست که عمق فاجعه آشکار می‌شود. در بیانی روان، شیوا و رسا به زبانی انگلیسی که البته زبان علم است، عصاره تلاش، پژوهش، خلاقیت، نوآوری، تجربه و دانشت را در اختیار او بگذاری و اغلب چندصددلاری نیز بپردازی تا چاپ و منتشرش کنند و برای خیل ابرشرکت‌های های‌تک صنعتی آنها محصولی جدید بسازند یا محصولات پیشین را ارتقا دهند و تو در تمنای بهره‌مندی از نسخه عهدبوق همان محصول باشی. چه استعماری از این فراتر و سهم محقق ایرانی، اضافه‌شدن خطی است به رزومه و البته گذر از فیلترهای آی‌اس‌آی مبنای وزارت علوم و چه استثماری ژرف‌تر از این؛ بردگی نوین علمی.

کار از ما، جا از ما، هزینه از ما، ابزار و تجهیزات و امکانات از ما، فکر از ما، روش‌شناسی و شبیه‌سازی و پیاده‌سازی و کالیبراسیون و اعتبارسنجی و ارزیابی و صحت‌سنجی از ما و محصول نهایی و انتفاع تجاری از او. حتی مالکیت معنوی محصول هم از آنِ او؛ چون به اعتبار قانون مالکیت معنوی، نویسنده مقاله فاقد حقوق مالکانه در محصول مبتنی بر آن است.

از سوی دیگر، ما نیز در ایران سازوکار شناسایی دستاوردها و محصولات مبتنی بر تلاش پژوهشگران خودمان را نداریم. مهم‌تر، اولی‌تر و دردناک‌تر از همه (که شاه‌بیت رنج‌نامه جامعه محققان و پژوهشگران مأموریت‌گرای کشور است) اینکه در بسیاری از حوزه‌ها فاقد بلوغ، ظرفیت، زیرساخت و توانمندی لازم برای کاربردی‌سازی عملیاتی و مأموریت‌گرای نتایج دستاوردهای علمی و پژوهشی خویش هستیم؛ به‌ویژه در مواردی که بالفعل‌شدن پژوهش مانع رانت باشد و مخل آسایش مدیرانِ آمارمثبت بدون‌مشکل همیشه‌موفق.

هدف از این یادداشت، صرفا بیان آفات این سازوکار نامبارک داوری و ارزیابی توان و بضاعت علمی است که عملا عایدی‌ آن نصیب بیگانه می‌شود و تجلی فوایدش بیرون مرزهاست. قطعا در این انحراف، عوامل متعددی دخیل‌اند؛ از نبود شاخص جایگزین گرفته تا رفتارکاری پژوهشگران تا… که همگی را می‌توان در جای خود بررسی کرد. آنچه مسلم است، این است که زعمای قوم و خبرگان علمی کشور که بر طیف رنگارنگ مسائل و چالش‌های کشور آگاه هستند و تفاوت پژوهش مسئله‌گرا را با مقاله‌محور می‌دانند، فکری به حال این نقیصه جمیله کرده و درمانی برای این درد بیابند. دردی که می‌رود هویت و خاصیت را از جامعه علمی این مرز و بوم برباید. کشوری که هنوز شفای بوعلی‌اش، اخلاق ناصری خواجه‌نصیرش و آثارالباقیه ابوریحان بیرونی‌اش نه در کنج کتابخانه‌ها و آرشیوها که در زندگی مردمانش ساری و جاری است و محل رجوع مستمر پژوهشگران و اندیشمندان.

یک قدم رو به جلو با کفش ایرانی

روزنامه ابتکار در یادداشتی به قلم رضا دهکی آورده است: این دستور البته دستورات مشابه بسیاری در گذشته دارد که صنعت‌های بومی دیگری چون فرش، چرم، زعفران و مجموعه صنایع دستی را شامل می‌شود. با این حال آنچه از حال و روز این صنایع مشاهده می‌شود، اجرا نشدن یا حداکثر اجرای ناقص این دستورات است.

در شرایطی که عنوان و شعار سال 97 حمایت از تولید ملی است، بسیاری در حالی به دنبال کشف عرصه‌های مختلف در تولید کالاهای تولید ایران هستند که به نظر می‌رسد اصل تولید ایران بودن برای حمایت شدن باید با استانداردها و اولویت‌هایی برنامه‌ریزی شود که بتواند آثار ملموسی بر جای بگذارد.

یک مثال مشهور اقتصادی در این باره تولید ملی در سوئیس است. سوئیس در ساخت چاقوها و گجت‌ها و نیز تولید ساعت بسیار مشهور است. نکته جالب این جاست که اغلب این برندهای سوئیسی از پرچم سوئیس نیز به عنوان یک نشانه تجاری برای اطمینان‌بخشی به مشتری از کیفیت خود استفاده می‌کنند. سوال این جاست که آیا کشوری که توانایی ساخت چنین ابزارهای ظریفی را دارد، مثلا از ساخت خودرو ناتوان است؟ قطعا چنین نیست! با این حال سوئیس ترجیح می‌دهد که ابزار و ساعت‌های با کیفیت و مشهور تولید کرده و بفروشد و در عوض بهترین برندهای خودروی جهان را خریداری کند.

شرایط درباره ایران از چند جنبه متفاوت است. انقلاب صنعتی در ایران در دوران توسعه‌بخشی به سبک پهلوی، با تکیه بر ایجاد صنایع مختلف داخلی و تکیه بر عنوان «ملی» و «ایران» روندی با تکیه بر یک یا چند محصول محدود نبود. صنایع ایرانی اغلب شامل خط تولیدها و تکنولوژی ‌های خریداری شده‌ای بودند که سعی داشتند هر آنچه ممکن است با حداقل یک برند ایرانی هم تولید شود. از این رو بود که صنایع ایرانی هم شامل خودرو بود و هم شامل لوازم خانگی، هم کفش را شامل می‌شد و هم مبلمان. هم مواد غذایی داشت و هم نساجی. با این حال شاید خرید آخرین تکنولوژی‌های روز دنیا بود که باعث شد محصولات ایرانی در آن زمان کیفیت قابل رقابتی داشته باشند و حتی در برخی موارد به طور جدی به صادرات فکر کنند.

روند انقلاب و بعد از آن جنگ 8 ساله، باعث شد توجه به صنایع از اولویت خارج شود. شرایط کشور از نظر ریسک سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران را کمتر ترغیب به حضور در عرصه تولید می‌کرد و وابستگی و حتی تعلق بسیاری از کارخانه‌ها به دولت و نهادهای حاکمیتی باعث شده بود که بخش خصوصی هم علاقه‌ای به رقابت نشان ندهد. در نتیجه ایران بود با طیف وسیعی از صنایع گوناگون که روز به روز از تکنولوژی روز دنیا عقب می‌ماندند و کج‌دار و مریز ادامه می‌دادند. در این میان برخی مثل ارج در سال ‌های اخیر دوام نیاوردند و برخی نیز همچون خودروسازان علی‌رغم هم تلاش‌ها و حمایت‌ها در شرایطی به کار ادامه می‌دهند که برخی گزارش‌ها از بدهی‌های فراوان و حتی ورشکستگی آن‌ها و نیز نارضایتی عمومی در عین اجبار استفاده به دلیل انحصار قیمتی خبر می‌دهند.

در عین حال شرایط تحریم نیز اجازه به روز رسانی و همراهی با تکنولوژی‌های روز را از صنایع گرفته است و در عین حال قاچاق و دلالی نیز با چنبره بر بازار و رقابت قیمت و کیفیت و نیز تاثیرگذاری بر سلیقه مشتری و فدا کردن بقا با کپی‌کردن در برابر تلاش برای خلاقیت و نوآوری آن‌ها را دچار درجا زدن می‌کند. در چنین شرایطی شاید بهترین راهکار اولویت‌بندی صنایع برای تکیه بر تولید داخلی است. هر چند از نگاه دولت و حاکمیت صنایعی مثل خودروسازی به دلیل گستره وسیع چرخه تولید و خدمات، اشتغال بالا، اثرگذاری ویژه بر آمارهای اقتصادی همچون نرخ رشد و نیز اهمیت پز خودروساز بودن، استراتژیک محسوب شده و قابل کنار گذاشتن نیستند، اما بهترین صنایعی که می‌توانند از همه نظر ضمن اصل ایرانی بودن سبب ساز نتیجه‌گیری واقعی از تولید ملی شوند، صنایعی هستند که به طور کلی بومی محسوب می‌شوند.

تکیه و تاکید بیشتر بر صنایع مربوط به زعفران، صنعت تولید فرش دستباف، کفش و مجموعه صنایع دستی گوناگون، صنایع تبدیلی و فرآوری بخش کشاورزی و مانند آن از طریق تکیه بر روش‌ های تولید بومی حتی قابلیت رقابت‌آفرینی و برندسازی بیشتری در جهان برخوردارند.

بعد از این صنایع نیز می‌توان بر صنایعی که مواد اولیه آن در کشور فراوان است– همچون صنایع غذایی و کشاورزی یا صنایع میان‌دستی و پایین‌دستی پتروشیمی – که نیازمند تکنولوژی وارداتی هستند نیز فکر کرد با تکیه بر اینکه تکنولوژی وارداتی با به روز رسانی، خلاقیت و تقویت همراه باشد. در نهایت در دسته بعد می‌توانند صنایعی قرار گیرند که تجربه، دانش و همچنین خوشنامی خوبی درباره برندهای ایرانی در آن‌ها وجود دارد. صنایعی مثل نساجی از این موارد هستند.

شاید با این طبقه‌بندی و اولویت‌بندی بتوان اهداف حمایت از تولید ملی را هدفمند‌تر پیش برد و به موفقیت رساند.

دستور رئیس ‌جمهوری مبنی بر حمایت از تولیدکنندگان کفش اگر در سایر صنایع دسته اول اولویت به طور جدی اجرا شود، آثار و نتایج مثبتی بر جای خواهد گذاشت.

*منبع: روزنامه ابتکار؛ 1397،2،6
**گروه اطلاع رسانی**9117**2002

«بلاک چین» چیست؟

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، فناوری بلاک چین به عنوان یکی از فناوری‌های است که اینترنت را هر چه بیشتر از حالت عمومی و متمرکز و سلسله مراتبی به سمت افقی شدن سوق می‌دهد. در این مدل امنیت اطلاعات به جای یک یا چند مرکز مخصوص، توسط تعداد زیادی کاربران تامین می‌شود. برای مثال دزدیدن کلوچه از مغازه‌های خلوت بسیار ساده‌تر از دزدیدن آن از یک فروشگاه بزرگ در حضور هزاران شاهد است.

بلاک چین (Blockchain) از دو کلمه Block (بلوک) و Chain (زنجیره) ایجاد شده است. این فناوری در حقیقت زنجیره‌ای از بلوک‌هاست. به طور کلی بلاک چین یک سیستم ثبت اطلاعات و گزارش توزیع شده و به صورت غیرمتمرکز است.

بیت کوین اولین کاربرد از این فناوری بود و از بلاک چین برای ذخیره اطلاعات دارایی کاربران بهره برد. اگر بلاک چین یک سیستم عامل باشد، بیت کوین نرم افزاری روی این سیستم عامل است.

در هر بلاک هر اطلاعاتی می‌تواند ثبت شود; از جرم و جنایت‌های یک فرد تا نمایش اطلاعات حساب برای دارایی‌ها مانند بیت کوین. در بلاک چین اطلاعات در بلاک‌ها قرار می‌گیرند و با هم به صورت زنجیره‌ای مرتبط می‌شوند.

در واقع بلاک‌چین یک فناوری جدید و پروتکلی اینترنتی است که در تراکنش‌های مالی آنلاین به کار گرفته می‌شود؛ اما می‌توان موارد استفاده‌ی دیگری نیز برای آن پیدا کرد.

ریچارد مولدز (Richard Moulds)، مدیر ارشد شرکت امنیت الکترونیکی ثیلز (Thales e-Security)، گفت: «بلاک‌چین می‌تواند اعتماد مردم به اینترنت را افزایش دهد؛ به‌عنوان مثال می‌تواند علاوه بر متصل کردن اشیا به یکدیگر و اینترنت، رابطی برای تراکنش‌های مالی بین مردم و اشیا مختلف نیز باشد.» در حالی که عده‌ی زیادی فکر می‌کنند، تنها کاربرد بلاک‌چین، استفاده در بیت‌کوین است.

آجای ویج (Ajay Vij)، معاون مدیر و رییس بخش خدمات مالی شرکت اینفوسیس (Infosys)، گفت: «بلاک‌چین طراحی شد تا جلوی کلاه‌برداری در معاملات گرفته شود. این فناوری یک پایگاه داده‌ی توزیع ‌ شده است که هر کسی می‌تواند در آن اعتبار معاملات را بررسی کند.»
فناوری بلاک‌چین تقریباً مانند امضای دیجیتال عمل می‌کند. گرت استیفنز (Gareth Stephens)، رییس بخش توسعه طرح‌ها در شرکت انگلیسی جمع‌آوری اطلاعات جی. بی. جی (GBG)، گفت: «بلاک‌چین یک پلتفرم توزیع‌‌شده است که امکان انتقال اطلاعات از یک مکان به مکان دیگر را با امینت بالا فراهم می‌کند.»
بلاک‌چین یک فناوری متن‌باز است و کسی صاحب آن نیست، این فناوری یک مجری مرکزی برای تأیید تراکنش‌های انجام شده ندارد و به‌صورت خودکار شبکه را تنظیم می‌کند.
استیفنز می‌گوید: «در حقیقت نکته‌ی اصلی فناوری بلاک‌چین، قدرت بسیار بالای تنظیم خودکار آن است.»

بیشترین شهرت بلاک چین تا این لحظه استفاده از آن به عنوان سامانه‌ای برای رمزنگاری معاملات پول اینترنتی مانند بیت کوین است. اما علاوه بر آن از فناوری بلاک چین می‌توان در زیرساخت‌های مالی موجود مانند سهام، اوراق قرضه و زمینه‌های بسیار دیگری استفاده کرد. استفاده از این فناوری و جایگزینی آن با فناوری‌های امروزی، می‌تواند بر سرعت دسترسی به اینترنت نیز تاثیر بگذارد.

از بلاک چین می‌توان در زمینه‌های صنعتی، پزشکی و زمینه‌های بسیار دیگری  استفاده کرد. به عنوان مثال می‌توان آن را در بخش پزشکی که سوابق بیماران دست کاری می‌شود به کار گرفت. این فناوری به پزشکان اجازه می‌دهد تا پرونده‌ای از سوابق بیماران را با امنیت بالا ذخیره کرده و آنها را در صورت لزوم در اختیار دیگر بیمارستان‌ها و مراکز درمانی قرار دهند. این کار علاوه بر افزایش امنیت ذخیره‌سازی و انتقال داده‌ها، باعث کاهش خطرها و هزینه‌های مدیریت داده می‌شود.

گرچه این فناوری مزایای بسیاری دارد، اما اخیرا برخی از افراد و شرکت‌ها از این طریق اقدام به طراحی پول مجازی و رمز ارز نموده‌اند که این اقدام باعث دور زدن نظام‌های مالی رسمی در دنیا خواهد شد. از همین رو بسیاری از کشورهای مختلف علیه آن موضع‌گیری کرده‌اند.

مؤسسات مالی، شرکت‌هایی هستند که بلاک‌چین را وسیله‌ای برای افزایش موفقیت‌های خود می‌دانند. وینکلسپکت گفت: «آن‌ها می‌توانند در حالی که سامانه‌هایشان با پلتفرم‌های شرکت‌های دیگر سازگار است، داده‌های مربوط به موجودی و دارایی‌های خود را به‌صورت رمزنگاری شده و با امنیت بالا، تولید، مدیریت و ذخیره کنند. این شرکت‌ها می‌توانند خدماتی یا دیگر مؤسسات مالی باشند.»
البته مؤسسات مالی و بانک‌هایی که از بلاک‌چین استفاده می‌کنند، باید خطر کاهش قدرت در بازار تبادلات ارزی را بپذیرند.
استیفنز گفت: «بانک‌ها، به‌عنوان مجریان اصلی بازار تبادلات ارزی شناخته می‌شوند؛ اما این فناوری و بیت کوین، خلأ بزرگی در این بخش ایجاد می‌کنند؛ اما در هزینه‌ی ایجاد زیرساخت‌ها صرفه‌جویی خواهد شد.»
مقامات بانک انگلیسی سانتاندر (Santander) پیش‌بینی می‌کنند، بلاک‌چین می‌تواند در سال 2022 به‌صورت سالانه 20 میلیارد دلار ذخیره‌ی مالی برای بانک‌ها فراهم کند.

ارزهای دیجیتال مبتنی بر بلاک چین

هر کشوری واحد رسمی پول و یا ارز خود را دارد. مثلا اکثر کشورهای اروپایی از یورو استفاده می‌کنند، ارز روسیه روبل و ایالات متحده آمریکا دلار است و در بانک‌ها یا مبادلات خارجی از ارز مشخصی برای انتقال به حساب افراد و شرکت‌ها استفاده می‌شود.

اکنون چند سالی است که در مقابل این ارزهای رسمی ارز دیجیتال که یک شکل از پول الکترونیکی است مطرح گردیده که از رمزنگاری برای انتقال در اینترنت استفاده می‌شود. اولین ارز دیجیتال بیت کوین است که در سال 2009 ایجاد شد و اکنون پادشاه دنیای ارزهای دیجیتال محسوب می‌شود.

در چند سال گذشته ارزهای دیجیتال زیادی معرفی و عرضه شده‌اند و در حال حاضر حدود 900 ارز دیجیتال در بازارهای جهانی تجارت می‌شود که به غیر از بیت کوین،‌ ارزهای دیگری به نام اتریوم، ریپل و لایت کوین مشهور هستند. نکته مهم در رابطه با ارزهای دیجیتال این است که برخلاف طلا و نقره، نقدینگی‌های دیجیتال ارزش ذاتی ندارند و تنها دلیل ارزش آنها اعتقاد و اعتماد مردم به ارزش آنهاست و ویژگی‌های منحصر به فردی مانند گمنامی در معاملات عدم وابستگی به سیستم‌های مالی و … را دارا است.

رشد 8 برابری قیمت بیت کوین در یک سال،‌ نشان می‌دهد حجم زیادی از سرمایه‌های دلاری به سمت بیت کوین هدایت شده تا ظرف یک سال با ایجاد چنین رشد قیمتی، برای آن جذابیت ایجاد شود و دلارهای بیشتری به سمت آن حرکت کند. در واقع دلارهای سرگردان جذب می‌شود و کاهش ارزش دلار و تورم اقتصاد آمریکا کنترل می‌گردد. چنانچه چندی پیش یکی از بنیانگذاران لابراتوار کسپرسکی به نام ناتالیا کسپرسکی ادعا کرده که بیت کوین یک پروژه ساختگی از طرف آژانس‌های اطلاعاتی در آمریکاست.

نمودار زیر کاهش شدید ارزش بیت کوین در ماههای اخیر را نشان می دهد.

روزهای بد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی/ معرفی نامزدهای دو جایزه خارجی

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: پس از هفته گذشته که گزارش «یک هفته با کتاب»مان، هفته پرخبر نمایشگاه کتاب نام گرفته بود، گزارش مروری مان در زمینه اخبار حوزه کتاب در این هفته، خبرهای کمی را در زمینه نمایشگاه کتاب تهران در بر می گیرد. «یک هفته با کتابِ» هفته گذشته ۱۹ خبر داشت. گزارش این هفته ۱۵ خبر داخلی و خارجی را شامل می شود که ۴ خبرش مربوط به نمایشگاه کتاب هستند.

پس از خبرهای نمایشگاه، ۲ خبر درباره مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، یک خبر از اتحادیه ناشران، ۲ خبر از موسسه شهر کتاب، یک خبر از نهاد کتابخانه های عمومی کشور، ۲ خبر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ۲ خبر هم در زمینه اخبار خارجی و بین المللی در این گزارش درج شده اند. در این گزارش همچنین یک خبر رونمایی کتاب از رویدادهای داخلی مرور می شود.

در ادامه، گزارش مروری بر اخبار حوزه کتاب در این هفته را از نظر می گذرانیم:

درخواست ۶۰۰ خبرنگار برای پوشش خبری نمایشگاه

سید محمد طباطبایی حسنی مدیر امور رسانه‌ای سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در خبری که دوشنبه به نقل از وی منتشر شد، ضمن تشریح فعالیت‌های رسانه‌ای در این دوره از نمایشگاه گفت:تاکنون نزدیک به ۶۰۰ خبرنگار و فعال رسانه‌ای خواستار حضور و فعالیت در نمایشگاه شده‌اند که در حال بررسی تقاضاها هستیم. البته در کنار این تعداد درخواست‌هایی هم در روزهای برگزاری نمایشگاه برای فعالیت خبری طرح می‌شود که با صدور کارت‌های موقت  خبرنگاری به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.

بازدید خبرنگاران از آماده سازی مصلی

خبر دیگر از حضور رسانه ها در نمایشگاه این که روز چهارشنبه ۵ اردیبهشت، خبرنگاران حوزه کتاب از روند آماده سازی مصلی امام خمینی (ره) تهران برای برپایی نمایشگاه دیدن کردند.

اعلام آمار ثبت نام طلبه ها و دانشجویان برای دریافت بن نمایشگاه

امیرمسعود شهرام نیا قائم مقام سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در خبری که روز یکشنبه منتشر شد، از ثبت‌نام نزدیک به ۶۱ هزار دانشجو و طلبه برای دریافت بن خرید کتاب خبر داد.

مهلت ثبت نام برای دریافت این بن، روز یکشنبه به پایان رسید.

تجهیز ۱۵۰۰ کتابخانه مدارس تهران در ایام نمایشگاه

همایون امیرزاده سخنگوی سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از تجهیز کتابخانه‌های مدارس تهران و شهرستان‌های استان تهران همزمان با برگزاری سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران خبر داد.

وی در این باره افزود: این طرح برای دومین سال متوالی با مشارکت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی و معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش انجام می‌شود و ۱۵ میلیارد ریال اعتبار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای آن در نظر گرفته شده است. از این رو کتاب‌های مناسب گروهای سنی در دورهای تحصیلی از ناشرین شرکت کننده در نمایشگاه خریداری خواهد شد.

جریان مربوط به خبرهای تعطیلی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

پس از پیگیری های خبرنگار مهر، روز سه شنبه خبری در مهر منتشر شد مبنی بر این که در حالی که مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همکاری با تعدادی از نیروها را به خاطر مشکلات بودجه‌ای پایان داده، معاون پژوهشی این مرکز هم در اعتراض به سوء مدیریت از سمتش استعفا کرده است. در چند روز پیش از انتشار این خبر، مطالبی در فضای مجازی منتشر شد که خبر از قطع همکاری مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با ۵۰ نفر از کارکنان این مرکز می‌ دادند. بر اساس این نوشته‌ها، این مسئله به خاطر آنچه مشکلات مالی و همچنین سوء مدیریت در این مرکز عنوان شده، به وجود آمد. سیدصادق سجادی معاون پژوهشی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی هم که از آغاز تشکیل این معاونت، این مسئولیت را بر عهده داشته سه‌شنبه ۴ اردیبهشت در گفتگو با خبرنگار مهر، از استعفا از این مسئولیت پس از سال‌ها و نیز پذیرش آن توسط محمدکاظم موسوی بجنوردی رئیس مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی خبر داد.

پاسخ مرکز دائره دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

پس از انتشار خبر مذکور در مهر، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی با تکذیب استعفای معاون پژوهشی پیشین این مرکز، نامه عزل وی از سوی ریاست مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی را رسانه‌ای کرد. به این ترتیب، روابط عمومی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی این موضوع را قویا تکذیب کرد و تصویر نامه اخراج وی را توسط رئیس این مرکز، در اختیار مهر قرار داد.

انتشار فراخوان انتخابات اتحادیه ناشران

آگهی فراخوان داوطلبین عضویت در هیات مدیره و بازرس اتحادیه صنف ناشران و کتابفروشان شهرستان تهران، روز سه شنبه این هفته در نامه‌ای به امضای «محمد جعفرنیا»، رئیس هیات اجرایی برگزاری انتخابات اتحادیه‌های صنفی سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران منتشر شد.

به این ترتیب، با نزدیک شدن به پایان فعالیت هیئت مدیره دوره یازدهم اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، داوطلبین، برای عضویت در هیات مدیره و بازرس این اتحادیه برای دوره دوازدهم، فراخوانده شدند.

برگزاری مراسم اختتامیه طرح عیدانه کتاب

با ورود به بخش خبرهای مربوط به خانه کتاب، آئین اختتامیه طرح عیدانه کتاب ۹۷ و جشن اعلام «کاشان» به عنوان چهارمین پایتخت کتاب کشور شامگاه یکشنبه دوم اردیبهشت در باغ فین کاشان برگزار شد و در این برنامه، کتابفروشان برتر فعال در طرح عیدانه کتاب ۹۷ معرفی شدند.

توقف فعالیت کتابفروشی آنلاین خانه کتاب

دیگر خبر از موسسه خانه کتاب در این هفته، این بود که نشست هم اندیشی کتابفروشان موفق و کتابفروشان مناطق کم برخوردار در طرح عیدانه کتاب ۹۷ عصر یکشنبه پیش از مراسم اختتامیه مذکور در شهر قمصردر استان اصفهان برگزار شد و نیکنام حسینی پور مدیرعامل خانه کتاب از توقف فعالیت کتابفروشی آنلاین این موسسه از اواخر سال گذشته و با هدف آنچه که او حمایت از بخش خصوصی نامید، خبر داد.

وی در این برنامه با اشاره به لزوم اصلاح آئین نامه طرح های حمایتی از کتابفروشی ها در خانه کتاب گفت: خانه کتاب قرار نیست رقیب بخش خصوصی باشد بلکه باید حامی آن باشد ولذا ما از ۱۵ اسفند ۹۶ بخش فروش آنلاین کتاب را در سایت خانه کتاب تعطیل کردیم.

انتصاب سرپرست معاونت توسعه کتابخانه های نهاد کتابخانه های عمومی

خبر بعد مربوط به نهاد کتابخانه های عمومی کشور است و به موجب آن، که روز سه شنبه منتشر شد، علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در حکمی، مهدی رمضانی را به عنوان سرپرست معاونت توسعه کتابخانه ها و کتابخوانی این نهاد منصوب کرد.

نامزدی کانون پرورش فکری برای دریافت جایزه جشنواره بازنگاری شیراز

پس از خانه کتاب و نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نوبت به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می رسد که در گزارش این هفته با دو خبر حضور دارد. طبق خبری که روز شنبه منتشر شد، دبیرخانه جشنواره آثار بازنگاری (کتاب‌های تصویری بازنویسی و بازآفرینی) مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز، نامزدهای خود را پس از بررسی آثار بازنگاری منتشر شده در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۰ اعلام کرد.

در فهرست نامزدهای مورد اشاره، نام تعدادی از نویسندگان، تصویرگران، مجموعه‌ها، صفحه‌آرایان‌ و کتاب‌های کانون در رشته های مختلف درج شده است. در نتیجه کانون پرورش فکری بین نامزدهای جشنواره بازنگاری دانشگاه شیراز قرار گرفت.

واگذاری حق نشر دو کتاب‌ کانون به ناشران چینی

خبر دیگر از کانون پرورش فکری این که به دنبال حضور کانون در بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب پکن در سال ۱۳۹۶ و انجام مذاکره‌ با ناشران این کشور در خصوص واگذاری حق‌نشر کتاب‌های کانون، قرارداد حق‌نشر کتاب‌های «از این طرف نگاه کن» با تصویرگری علی خدایی و «ماه بود و روباه» به نویسندگی و تصویرگری آناهیتا تیموریان به امضای طرفین قرارداد رسید.

رونمایی از کتاب جدید گلعلی بابایی

کتاب جدید گلعلی بابایی پژوهشگر حوزه دفاع مقدس نیز با عنوان «رویای آمریکایی» روز سه شنبه ۴ اردیبهشت در نخلستان اوج رونمایی شد. این کتاب درباره جزئیات جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس و جنگ نیابتی آمریکا با ایران به واسطه عراق است.

معرفی فینالیست‌های جایزه ادبیات زنان بریتانیا

اولین خبر حوزه بین الملل این گزارش، مربوط به جایزه ادبیات زنان بریتانیا است که به موجب آن، ۶ کتاب به عنوان راه‌یافتگان به فهرست نهایی این جایزه معرفی شدند. این جایزه ۳۰ هزار پوندی یکی از معتبرترین جوایز ادبی جهان به شمار می‌آید و برای حمایت از ادبیات زنان نویسنده اهدا می‌شود.

برنده این دوره ۶ ژوئن معرفی می‌شود تا نامش به فهرستی افزوده شود که نویسندگانی چون لیونل شرایور، آندرآ لوی و زادی اسمیت در آن جای دارند.

معرفی فینالیست های جایزه پوشکین ۲۰۱۸

۶ کتاب خوشخوان در زمینه تاریخ، سیاست و امروز روسیه هم که توسط نویسندگان روسی، بریتانیایی، آمریکایی و فرانسوی نوشته شده‌اند، روز شنبه این هفته، به عنوان فینالیست‌های جایزه کتاب روسی خانه پوشکین ۲۰۱۸ انتخاب و معرفی شدند. این جایزه برای حمایت از بهترین کتاب غیرداستانی نوشته شده به زبان انگلیسی درباره جهان روسی زبان اهدا می‌شود.

رئیس جمهور آمریکا چرا گاو شیرده خود را تحقیر می کند؟/ ترامپ: بن سلمان شپش دارد

گروه بین الملل جهان نيوز: رئیس جمهور آمریکا پس از دیدار ماه گذشته خود با ولیعهد عربستان سعودی در کاخ سفید به کارکنانش گفته است بن سلمان شپش دارد.

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از جهان نيوز، پایگاه العهد نوشت: دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا روز سه شنبه برای صدمین بار در مقابل امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه چیزی را که از کشورهای خلیج فارس می خواهد تکرار کرد و گفت: ما هفت تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کرده ایم و هیچ چیزی به دست نیاوردیم. کشورهای ثروتمندی در آنجا هستند که شما به خوبی آنها را می شناسید و هزینه آن را پرداخت خواهند کرد و مجبورشان می کنیم نظامیان خود را به سوریه اعزام کنند و ما نظامیان خود را به خانه برمی گردانیم.

این پایگاه می افزاید: ترامپ به خوبی به شرایط بن سلمان واقف است و کاملا می داند که چگونه او همه تخم مرغهایش را در سبد وی قرار داده است و به همین دلیل به صورت عمدی از تحقیر او ابایی ندارد و بارها برابر دوربینها و رسانه ها از واژه «دوشیدن» بن سلمان و عربستان سعودی استفاده کرده است.

یک منبع مطلع عربی در واشنگتن به نقل از یک عضو کنگره آمریکا به پایگاه اینترنتی العهد گفت ترامپ پس از دیدار ماه گذشته اش با بن سلمان در کاخ سفید از کارکنانش خواسته است «صندلیها و اشیایی را که بن سلمان لمس کرده و بر روی آن نشسته است بگردند و اگر شپشی به جا مانده است تمیز کنند.»

العهد ادامه می دهد: رئیس جمهور آمریکا به کسی که ۲۰ مارس گذشته او را هنگام استقبال در کاخ سفید «دوست» خود نامیده بود این گونه نگاه می کند.
   
  *عکسی که به نماد تحقیر عربستان توسط ترامپ مشهور شد
این عکس به عنوان نماد تحقیر عربستان توسط ترامپ در جهان پخش شد به گونه‌ای که سی‌ان‌ان نیز به طور مفصل به آن پرداخت.

ترامپ بارها از رابطه با عربستان به عنوان يك فرصت پولساز نام برده بود. در دوران انتخابات رياست جمهوري آمريكا اين اظهارات حالتي از تحقير و دستور داشت.

وقتي وي در نخستين سفرش به عربستان بازگشت به صورت غير مستقيم از باج‌گيري‌هايش با شعف نام برد.
اما آخرين رفتار تحقير آميز وي با عربستان در زماني بود كه بن‌سلمان براي عقد خريد هواپيما از آمريكا با وي ديدار كرد.

سی ان ان در اينباره نوشت: بن سلمان ولیعهد سعودی در سفر به آمريكا در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کرد؛ جاییکه رئیس جمهوری آمریکا یک بار دیگر لیست خریدهای عربستان و توافقهایی که بین دو طرف به امضا رسیده را به صورت علنی به رخ کشید.

ترامپ درحالیکه بن سلمان در کنارش نشسته بود وی یک کاتالوگ بزرگ از لیست خریدهای تسلیحاتی عربستان را به خبرنگاران، دوربین‌ها و حضار نشان داد و با خواندن تک تک رقم‌های قراردادهای امضا شده به طعنه به محمد بن سلمان گفت این پول‌ها برای شما رقمی نیست، بیشتر بخرید!

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از سي‌ان‌ان، درحالیکه ترامپ مشغول ارائه توضیحات درباره جزئیات این قراردادها بود چهره بن سلمان نشان میداد که وی خیلی راحت به نظر نمی‌رسد.

بعد از دیدار بن سلمان با ترامپ یک عضو خاندان سعودی به سی ان ان گفته است، ولیعهد سعودی از نوع برخورد و اظهارات ترامپ احساس حقارت و شرمساری کرده است. وی همچنین گفته که محمد بن سلمان انتظار نداشته که ترامپ جزئیات قراردادهای تسلیحاتی چند میلیارد دلاری را جلوی چشمان او به نمایش عمومی بگذارد. این چیزی نبود که بن سلمان برای نمایش آن به واشنگتن سفر کرده باشد.
 
سی ان ان افزود؛ چیزی که ولیعهد سعودی می‌خواست در سفر به واشنگتن عمومی شود تغییر عربستان سعودی به یک متحد دوست داشتنی برای آمریکا، اصلاحات اجتماعی عربستان، بهبود و تقویت جایگاه زنان در این کشور  بود.

یک منبع آگاه دیگر نیز گفته است که محمد بن سلمان در سفرش به لندن که پیش از سفر به واشنگتن صورت گرفت 1.4 میلیون دلار خرج تبلیغات و بیلبوردهای تبلیغاتی کرد تا بگوید که عربستان سعودی درحال گشوده شدن به روی جهان و جهانیان است.

عربستان به خاطر صرف دلارهای نفتی کلان برای جلب نظر متحدان غربی اش از جمله آمریکا همواره تحت انتقاد شدید در خاورمیانه قرار دارد.

محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران بعد از سفر ترامپ به ریاض در توئیتر خود با طعنه به آل سعود نوشت؛ ایران – که تازه یک انتخابات واقعی را پشت سرگذاشته است – توسط رییس جمهور آمریکا در آن "مهد دمکراسی و میانه روی" مورد حمله قرار می گیرد. آیا این سیاست خارجی است یا صرفا دوشیدن ۴۸۰ میلیارد دلار از عربستان سعودی؟
 
 

بهشت رانت‌خواران و دلالان نباشیم!

خبرگزاری ایسنا: مهدی پازوکی درباره اقدام وزارت اقتصاد در زمینه ایجاد خزانه آنلاین اظهار کرد: به عنوان کسی که اعتقاد دارم اقتصاد ایران به شفافیت نیاز دارد، از آنلاین شدن خزانه استقبال می‌کنم و معتقدم شفافیت برای اقتصاد ما از نان شب واجب‌تر است.

وی ادامه داد: یکی از اصلاحات مهم اقتصادی در ایران باید ایجاد شفافیت باشد و اطلاعات مالی در سطح کلان کشور به صورت آنلاین منتشر شده و در دسترس عموم قرار بگیرد. اگر مبادله اطلاعات به صورت آزادانه در چرخه اقتصاد قرار بگیرد، می‌توانیم امید به برخی امور کشور داشته باشیم.

این اقتصاددان با بیان اینکه با پیشرفت تکنولوژی انتظار این می‌رود که امکانات شفاف شدن فضای اقتصادی کشور فراهم شود ادامه داد: اینکه دولت چقدر عوارض می‌گیرد، چقدر از محل مالیات درآمد دارد، درآمد منفی چقدر می‌گیرد، چقدر واردات و صادرات داریم، می‌توانند مستقیما در شفافیت اقتصادی کشور موثر باشند.

وی با اشاره به معلق بودن موضوع سامانه مربوط به دستمزد و مزایای حقوق و کارکنان بانک‌ها و شرکت‌های دولتی این را هم گفت که این سامانه هنوز راه‌اندازی نشده و پیشنهاد من این است که در راستای ایجاد شفافیت بیشتر به این حوزه ساماندهی شوند.

پازوکی با بیان اینکه همیشه شفافیت دشمنی دارد، گفت: رانت‌خواران و کسانی که به دنبال فرصتی برای پولشویی هستند، از ایجاد شفافیت در بخش‌های مختلف اقتصاد کشور ابراز نارضایتی می‌کنند در نتیجه علیه آن نیز ممکن است اقداماتی انجام دهند. نباید اقتصاد ما بهشت رانت‌خواران و دلالان شود. باید جلوی کسانی که مخالف آزادی اطلاعات هستند ایستاد. اکنون و برای اقتصاد ما هر گونه ابزاری که به شفافیت کمک کند، ضروری است.

این اقتصاددان ایجاد شفافیت را موثر در بهبود تولید کشور دانست و گفت: اکنون فضای کسب و کار کشور بسیار نامناسب است و هر گونه تلاش در جهت بهبود شفافیت به رونق گرفتن تولید در اقتصاد ایران کمک می‌کند.

وی ایجاد سامانه‌های نظیر انتشار اطلاعت خزانه را موثر در روابط بانکی کشور دانست و گفت: اکنون یکی از دلایلی که بانک‌های اروپایی و ژاپنی با ما کار نمی‌کنند، این است که در برخی امور شفافیت وجود ندارد. این در حالی است که ما برای مبادلات بین‌المللی ناگزیریم که با برخی نهاد‌ها از جمله FATF مراودات داشته باشیم و این مراودات نیز از کانال ارتقای شفافیت می‌گذرد.

این اقتصادددان با بیان اینکه اقتصاد ایران قربانی قاچاق و رانت است، اضافه کرد: ما خودمان بابت نبودن شفافیت هزینه داده‌ایم و اکنون باید به هر گونه تلاش برای ارتقای شفافیت در سطح نظام بین‌الملل را مفید بدانیم و به آن کمک کنیم.

وی بسیاری از مشکلات اقتصاد ایران را ناشی از نبودن شفافیت دانست و بیان کرد: اکنون نوساناتی برای ارز رخ داد، غیرمرتبط با موضوع شفافیت نبود. بخشی از نوسانات ارز به خاطر نقدینگی بود که موسسات غیرمتشکل پولی داشتند و اطلاعات شفافی از آن‌ها وجود نداشت. ببینید مدت‌ها نمی‌دانستیم موسسات مالی را چه کسانی اداره می‌کنند؟ چقدر پول در آن‌ها جابه‌جا می‌شود؟ هنوز هم اطلاعات مربوط به آن‌ها شفاف نیست و این خود از عوامل ایجاد مشکلات اقتصادی در ایران است.

این استاد دانشگاه به موضوع افزایش درآمد مالیاتی به دنبال ایجاد شفافیت اشاره کرد و افزود: در اقتصاد ایران نسبت مالیاتی هشت است این در حالی است که در کشور همسایه ما ترکیه، این شاخص ۲۰ است و در کشور‌های حوزه اسکاندیناوی مانند نروژ، فنلاند و سوئد این نسبت ۵۰ است. اگر شفافیت در اقتصاد ایران ارتقا یابد این موضوع منجر به افزایش نسبت مالیاتی به GDP هم خواهد شد و این به نفع کل کشور ا. ست.

به گزارش مطالب دیجیتال به نقل از ایسنا، خزانه داری کشور در روز‌های اخیر به دستور رئیس‌جمهوری اقدام به راه‌اندازی سامانه‌ای کرده است که در آن برخی اطلاعات خزانه اعم از پرداخت‌ها منتشر می‌شود.